اهوازه@c.n.c
به پولدار بكس خوش آمديد براي ورود به سايت و بهرمند شدن از تمامى امكانات آن بايد ثبت نام كنيد براى ثبت نام "ثبت نام" را بزنيد ثبت نام كنيد و بعد از آن ورود به آيدى را بزنيد و با وارد كردن username pasword وارد سايت شويد
جهت آموزش ثبت نام به قسمت قوانین- توضیحات-آموزش سایت بروید با تشكر مديريت POLDAR-BAX

اهوازه@c.n.c

POLDAR-BAX NIMBUZZ TOOLS PC PROGRAMS MOBILE TOOLS MUSIC VIDEO PICTURE FUN
 
HomeCalendarFAQSearchMemberlistUsergroupsRegisterLog in

Share | 
 

 ماجرای انتخاب همسر برای شاهزاده چین

View previous topic View next topic Go down 
AuthorMessage
boximen
OWNER


تعداد پستها : 297
تاريخ التسجيل : 2012-08-10
العمر : 26
آدرس پستي : boximen@ymail.com

PostSubject: ماجرای انتخاب همسر برای شاهزاده چین   2012-10-07, 08:52


دویست و پنجاه سال پیش از میلاد؛ در چین باستان؛ شاهزاده ای تصمیم به
ازدواجگرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه
را دعوت کند، تا دختری سزاوار را انتخاب کند.


وقتی خدمتکار پیر قصر، ماجرا را شنید غمگین شد چون دختر او هم مخفیانه عاشق شاهزاده بود. دختر گفت او هم به آن مهمانیخواهد رفت.


مادر
گفت: تو شانسی نداری، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا. دختر جواب داد: می دانم
که شاهزاده هرگز مرا انتخاب نمی کند، اما فرصتی است که دست کم یک بار او
را از نزدیک ببینم.


روز موعود فرا رسید و همه آمدند.
شاهزاده رو به دختران گفت: به هر یک از شما دانه ای می دهم، کسی که بتواند
در عرض شش ماه زیباترین گلرا برای من بیاورد، ملکه آینده چین می شود.

...
همه دختراندانه ها را گرفتند و بردند. دختر پیرزن هم دانه را
گرفت و در گلدانی کاشت. سه ماه گذشتو هیچ گلی سبز نشد، دختر با باغبانان
بسیاری صحبت کرد و راه گلکاری را به او آموختند، اما بی نتیجه بود، گلی
نرویید.


روز ملاقات فرا رسید، دختر با گلدان خالی اش
منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف
در گلدانهای خود داشتند.


لحظه موعود فرا رسید شاهزاده هر کدام از گلدانها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود!


همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است.


شاهزاده
توضیح داد: این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را
سزاوار همسری امپراتور می کند: گل صداقت... همه دانه هایی که به شما دادم
عقیم بودند، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود...
Back to top Go down
View user profile http://poldar-bax.forumr.net
 
ماجرای انتخاب همسر برای شاهزاده چین
View previous topic View next topic Back to top 
Page 1 of 1

Permissions in this forum:You cannot reply to topics in this forum
اهوازه@c.n.c :: OTHER :: داستان-
Jump to: